امروز: جمعه 28 مهر 1396
دسته بندي محصولات
عضويت و ورود کاربران
بلوک کد اختصاصي

مقاله بررسی جهانی شدن اقتصاد

مقاله بررسی جهانی شدن اقتصاددسته: علوم انسانی
بازديد: 30 بار
فرمت فايل: doc
حجم فايل: 82 کیلوبایت
تعداد صفحات فايل: 133

مقاله بررسی جهانی شدن اقتصاد در 133 صفحه ورد قابل ویرایش




=======================================================
تمامی فایل های سیستم، توسط کاربران آن آپلود می شود. اگر در فایلی تخلفی مشاهده کردید و یا مالک پزوژه ای
بودید که از وجود آن در سایت رضایت نداشتید با ما تماس بگیرید، در اسرع وقت به گزارش شما رسیدگی می شود.
=======================================================

info@cero.ir || cero.ir@yahoo.com || filecero@gmail.com || فرم تماس با ما
=======================================================

مقاله بررسی جهانی شدن اقتصاد در 133 صفحه ورد قابل ویرایش 

اقتصادی جهانی؟

گر چه بحث دربارة جهانی شدن اقتصادی نوشته های حجیمی پدید آورده، موضوعات مورد مناقشه حول محور چهار سؤال بنیادین، دسته بندی می شوند. این چهار سؤال به طور ساده عبارتند از:

  • ·  آیا اقتصادی جهانی واحدی در حال پدید آمدن است؟
  • ·  شكل جدید سرمایه داری، كه ناشی از «انقلاب صنعتی سوم» است، تا چه حد در حال به دست گرفتن زمان كرة زمین است؟
  • ·   جهانی شدن اقتصادی تا چه حد تابع حكومت ملی و بین المللی مناسب و كارآمد باقی می ماند؟
  • ·   آیا رقابت جهانی به سیاست اقتصادی ملی و دولت رفاه اجتماعی خاتمه می دهد؟

این چهار سؤال هم فكر جهانی گرایان و هم فكر شكاكان را به خود مشغول می كنند.

تداوم اقتصادهای ملی

موضوع شكاكانة منعكس كنندة تفسیری محتاطانه از گرایش اقتصادی جهانی معاصر است. به نظر شكاكان، اگر در چارچوب تاریخ قضاوت كنیم، اقتصاد جهانی فعلی به جای این كه در در حال تبدیل شدن به اقتصادی واقعاً جهانی باشد، فقط به طور سستی یكپارچه است. در مقایسه با عصر زیبای 1890-1914 ، هم گستره و هم مقیاس جغرافیایی جریانات تجارت، سرمایه و مهاجران در حال حاضر نظم بسیار كمتری دارد (گوردون 1988 ؛ وایس 1998 ؛ هیرست و تامپسون 1999). گر چه امروزه میزان جریانات ناخالص سرمایه میان نظام های اقتصاد اصلی جهان تا حد زیادی بی‌سابقه است، جریانات خالص واقعی میان آنها به طور قابل ملاحظه ای كم تر از ابتدای قرن بیستم است (زوین 1992 ؛ واتسون 2001). بسیاری از این نظام های اقتصادی، از جمله بسیاری از كشورهای در حال توسعه، كمتر از قبل به روی تجارت باز هستند كه این امر موجب كاهش وابستگی آنها به سرمایة خارجی می شود (هوگولت 2001 ؛ هیرست و تامپسون 1999 ). افزون بر این، میزان مهاجرت جهانی در قرن نوزدهم تا حد زیادی میزان مهاجرت در دورة فعلی را تحت الشعاع قرار میدهد (هیرست و تامپسون 1999). با توجه همه این موارد، اقتصاد جهانی معاصر به میزان قابل ملاحظه ای كمتر از همتای قرن نوزدهمی خود باز و جهانی شده است. شكاكان همچنین عقیده دارند كه این اقتصاد یكپارچگی بسیار كمتری دارد.

اگر جهانی شدن اقتصادی با یكپارچگی روزافزون نظام های اقتصادی ملی واحد همراه باشد، به طوری كه سازماندهی عملی فعالیت اقتصادی از مرزهای ملی فراتر رود،‌می توان گفت اقتصادی جهانی در حال ظهور است. در اقتصاد جهانی شده، (از لحاظ نظری) انتظار می رود همچنان كه ارزش واقعی متغیرهای كلیدی اقتصادی (تولید، قیمت ها،‌دستمزدها و نرخ های بهره) به رقابت جهانی پاسخ می دهند، نیروهای بازار جهانی بر شرایط اقتصادی ملی برتری یابند. بنابر موضع به شدت شكاكانه،‌درست همانطور كه اقتصادهای محلی در بازارهای ملی غرق میشوند آزمون واقعی جهانی شدن اقتصادی نیز این است كه آیا گرایش های جهانی الگی یكپارچگی و ادغام اقتصادی جهانی، یعنی وجود بازار واحد جهانی، را تأیید می كنند یا نه (هیرست و تامپسون 1999). از این لحاظ، می گویند كه شواهد موجود بسیار كمتر از دعاوی اغراق آمیز بسیاری از جهانی گرایان است. حتی در بین دولت های عضو سازمان توسعه و همكاری اقتصادی كه بی تردید به هم پیوسته ترین مجموعه نظام های اقتصادی هستند،‌گرایش های معاصر فقط نشان دهندة میزان اندكی از یكپارچگی و ادغام اقتصادی و مالی هستند (فلدستاین و هوریوكا 1980؛ نیل 1985 ؛ زوین 1992 ؛ جونز 1995 ؛ گارت 1998). شواهد موجود خواه از نظر سرمایه، فن آوری، كار یا تولید،‌نه وجود اقتصادی جهانی را تأیید می كنند نه ظهور آنها را (هیرست و تامپسون 1999). از این امر میتوان نتیجه گرفت كه حتی شركتهای چند ملیتی، بر خلاف توصیف متداول آنها به صورت «سرمایة آزاد» عمدتاً اسیر بازارهای ملی یا منطقه ای هستند (تایسون 1991 ؛ روی گروك و تولدر 1995 ؛ راگمن 2001). شكاكان گرایش های فعلی را نه اقتصادی جهانی بلكه شواهد بین المللی شدن مهم فعالیت اقتصادی، یعنی تقویت پیوندهای میان نظام های اقتصاد جداگانة ملی، می دانند كه از نظر تاریخی بی سابقه است بین اللملی شدن نه جایگزین بلكه مكمل سازماندهی و تنظیم عمدتاً ملی فعالیت اقتصادی و مالی معاصر است كه به دست واحدهای عمومی و خصوصی ملی یا محلی اداره میشود. به نظر شكاكان، كل اقتصاد در اصل ملی یا محلی است. ولی حتی گرایش معطوف به بین المللی شدن بررسی دقیقی می طلبد، زیرا نشان دهندة تمركز جریانات تجارت، سرمایه و فن‌ آوری در بین دولتهای اصلی عضو سازمان توسعه و همكاری اقتصادی به استثنای بخش عمده ای از بقیه جهان است. ساختار فعالیت اقتصادی جهانی تحت سلطة (روزافزون) نظام های اقتصاد سازمان توسعه و همكاری اقتصادی و پیوندهای در حال رشد میان آنها قرار دارد (جونز 1995) . از هر نظر كه بنگریم بزرگترین بخش انسان ها از بازار به اصطلاح جهانی محروم می مانند؛ شكاف میان شمال و جنوب در حال افزایش است. هوگولت و دیگران با اتكا به مجموعه ای از شواهد آماری، عقیده دارند كه براساس موازین تاریخی، اقتصاد جهانی نه در حال گسترش دامنة دسترسی خود بلكه در حال فروپاشی درونی است. اگر جریانات تجارت، سرمایه گذاری و مهاجرت را بسنجیم، درمی‌یابیم كه اكنون مركز اقتصادی جهانی كمتر از دوران قبل از انقلاب صنعتی با حاشیة آن ادغام شده است (مثلا نگاه كنید به هوگولت 2001).

تحلیل شكاكانه به اقتصاد جهانی یكپارچه هیچ اعتقادی ندارد و بر سازماندهی روزافزون فعالیت اقتصادی جهانی در سه بلوك اصلی، كه هر كدام مركز و حاشیة منحصر به خود دارند، یعنی اروپا. آسیا، اقیانوسیه و آمریكا تأكید می كند. این سه تایی شدن اقتصاد جهانی با تمایل روزافزون به وابستگی متقابل اقتصادی و مالی در داخل هر یك از این سه ناحیه به قیمت ادغام آنها همراه است (لوید 1992 ؛ هیرست و تامپسون 1999؛ راگمن 2001). این فرایند از رهگذر رشد منطقه ای شدن، از ساختارهای رسمی پیمان تجارت آزاد آمریكای شمالی (NAFTA) ، سازمان همكاری اقتصادی آسیا اقیانوسیه (APEC) ، بازار مشترك مخروط جنوبی (MERCOSUR) ، اتحادیه ملل آسیای جنوب شرقی (ASEAN) و اتحادیة اروپا گرفته تا راهبردهای تولید و بازاریابی منطقه ای شركتهای چند ملیتی و شركتهای ملی، تقویت می شود (جی . تامپسون 1998 الف). دوران حاضر با عصر جهانی شدن اقتصادی فاصلة زیادی دارد، و به ویژه در مقایسه با عصر زیبا، دورانی است كه مشخصه‌اش فروپاشی و تجزیة رو به رشد اقتصاد جهانی به تعداد زیادی از نواحی اقتصادی منطقه ای است كه تحت سلطة نیروهای سوداگرانة قدرتمند رقابت اقتصادی و همچشمی اقتصادی ملی قرار دارند (هارت 1992 ؛ سند هولتز و همكاران 1992 ؛ راگمن 2001).

اگر استدلال شكاكانه به مفهوم اقتصاد جهانی بی توجه است، به همان اندازه نسبت به سرمایه داری جهانی نوزاد دیدگاهی انتقادی دارد. این استدلال منكر آن نیست كه سرمایه داری، در پی سقوط سوسیالیسم دولتی، «تنها بازی اقتصادی موجود در شهر» است، با این كه خود سرمایه تا حد قابل توجهی تحرك بین المللی پیدا كرده؛ ولی می گوید چنین تحولاتی را نباید شاهدی بر نوعی سرمایه داری «توربو»‌ی جدیدی دانست كه از سرمایه داری های ملی فراتر می رود و آنها را در خود حل می كند (كالینیكوس و همكاران 1994 ؛ روی گروك و تولدر 1995 ؛ بویر و دراچ 1966 ؛ هیرست و تامپسون 1999). برعكس ، صورتهای اجتماعی متمایزی از سرمایه داری به شكوفایی خود براساس الگوهای اقتصاد مختلط سوسیال دموكراسی اروپایی، پروژة نئولیبرالی آمریكایی و دولتهای توسعه گرای آسیای شرقی ادامه می دهند (وید 1990) . موج نئولیبرالی دهة 1990 به رغم خواسته های قوی ترین طرفدارانش، نه منجر به همگرایی اصیل یا واقعی میان آنها شده و نه میتواند ادعا كند كه به نحو قاطعی بر رقبایش پیروز شده است (شارف 1991 ؛ هارت 1992). از این لحاظ، معلوم شده كه «پایان تاریخ» عمر كوتاهی دارد. ایدة سرمایه داری جهانی، كه امپراتورهای تجاری افرادی مثل ژرژ سوروس [1] و بیل گیتس[2] مظهر آن هستند، ممكن است جذابیت عامه پسند زیادی داشته باشد؛ ولی در نهایت، گمراه كننده است، زیرا تنوع صورتهای موجود سرمایه داری و ریشه داشتن همة سرمایه ها در صورتهای ملی جداگانه را نادیده می گیرد.

جهان گرایی و مفهوم معرفت شناختی اسلام

در یك مفهوم معرفت شناختی از اسلام، حقیقت واحد فراتر از اندیشه آدمی وجود دارد و می توان معنی واحدی از اسلام را ارائه كرد. از این منظر جهانی شدن اسلام دقیقاً به مفهوم ارائه این مفهوم واحد از اسلام است. در آراء نسل اول بنیادگرایان اسلامی همچون سید قطب: « نبرد میان مؤمنین با دشمنان آنان وجود دارد. این نبر سیاسی یا اقتصادی نیست. در حقیقت در مركز نزاع عقیده قرار دارد و دو انتخاب بیشتر وجود ندارد. یا اینكه مومنین و كافران جاهلیت را بپذیرند و یا آنكه كافران به دامان اسلام پناه بیاورند»

اما در یك مفهوم معرفت شناختی از جهان گرایی، همه محاسبات و برداشت های الهی و خدایی از واقعیت مورد تهدید واقع می شود و این اندیشه كه حقیقت واحدی وجود دارد مورد تهدید و تهاجم ساخت شكنانه قرار می گیرد.

براین اساس وارد شدن به یك دنیای جهانی شده به معنای وارد شدن به یك رابطه ساخت شكنانه با اسلام نیز تلقی می شود.

تقریر كنندگان گفتمان بنیاد گرایی اسلامی، اسلام را به عنوان یك موقعیت امری، تغییر ناپذیر و جوهرگرا تصور می كنند و از مركزیت اسلام به عنوان یك كل دفاع می كنند.

البته اندیشمندان زیادی با این رویكرد به مجادله برخاسته اند. ادوارد سعید در كتاب خود « شرق شناسی» استدلال می كند كه واژه اسلام غیر قابل استفاده است و موقعیتی مهم دارد. بابی سعید نیز بر این نكته انگشت می گذارد . از منظر وی: « اعلام سعید به این كه واژه اسلام غیر قابل استفاده است و موقعیتی مبهم دارد و خودداری وی از ارائه یك بدیل باری شرق شناسی عده زیادی را به این وا داشته است تا بدیلی برای آن ارائه كنند. بیشترین سعی این بدیل ها از بین بدن مركزیت اسلام به عنوان یك كل در مطالعات مربوط به آن است. در این مطالعات نقش اسلام از یك كل به یك نوع نشانه شناسی صرف تقلیل می یابد»

حمید آل زین نیز با مرور مطالعات بسیاری درباره انسان شناسی سعی در بیان جدیدی از اسلام دارد. او با تكیه بر تنوع تجربیات وابسته به اسلام در مطالعات انسان شناسانه تصویر معنی واحد مذهبی را به چالش می كشد. با این فرض اگر اسلام در گفتمان های متعددی مفصل بندی می شود آیا می توان آن را هنوز اسلام نامید. این تنوع را به این فرض رهنمون می سازد كه چیزی از قبیل اسلام « Islam) وجود ندارد آنچه وجود دارند اسلام ها ( Islams) هستند.

علاوه بر این از منظری درونی دینی این برای طرفداران گفتمان جهان اسلام مشكل است كه اسلام خود را با آموزه های شالوده شكنانه جهانی شدن وفق دهند در مقابل تنوع پذیری، گسست و آزاد سازی متن از یك معنای واحد آنطور كه در فرآیند سكولاریسم جهانی شدن انجام می پذیرد، برای مذاهب مشكل است كه خود را حفظ كنند. از منظری پست مدرنیستی نیز اسلام همچون همه مذاهب دیگر شكلی از فرا روایت ها تلقی می شوند و بنابراین غیر قابل درك و اعتنا هستند.

از منظر این گفتمان ها اسلام باید به عنوان واژه ای متنوع كه پراكندگی و عدم یگانگی از مشخصات آن است تعریف شود، براین اساس جوهرگرای گفتمان كلاسیك اسلامی نادیده انگاشته می شود و از تقلیل اسلام به عنوان یك موقعیت ابدی، تغییر ناپذیر و مستقل جلوگیری می شود.

اما این معنای شالوده شكافانه از اسلام عملاً چیزی از گفتمان « جهان اسلام» باقی نمی گذارد و همانطور كه بابی سعید می گوید به نوعی نشانه شناسی صرف تقلیل می‌یابد.

آسیب شناسی تأثیر جهانی شدن بر جهان اسلام

تا قبل از گسترش پدیده ای به نام جهانی شدن، مطالعات اسلامی صرفاً در اختیار گروه كوچكی از روشنفكرانی بود كه عمدتاً در غرب تحصیل می كردند و حتی عدة قلیلی از آنان مسلمان بودند.

دنیای اسلام دنیای خاموشی بود. زندگی مسلمانان چندان دستخوش تغییر و تحول نبود و صدای آن به ندرت خارج از مرزهای آن شنیده می شد اما در خلال دهه های 1980و90 تغییرات بنیادینی در حوزه های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی اتفاق افتاد كه به نوبه خود تغییرات اساسی در دنیای اسلام پدید آورد و مسلمانان را با مواجه با آن فرا خواند. همه این تغییر و تحولات را می توان تحت عنوان « جهانی شدن» توضیح داد از منظر ما « جهانی شدن» توسعه سریعی است كه در تكنولوژی های ارتباطی، نقل و انتقالات و اطلاعات اتفاق افتاده و دور افتاده ترین قسمتهای جهان را نیز سهل الوصول كرده است.

یكی از نتایج اساسی جهانی شدن برداشتن فاصله هاست. افزایش فزایندة اطلاعات و رسانه های گروهی، مفهوم مرز در واحدهای سنتی همچون دولت ملی را بی اثر می سازد ومرزهای جغرافیایی جای خود را به مرزهایی با توانایی های اطلاعاتی می دهد. با روند جهان شدن عمل سیاسی نیز جهانی می شود. علاوه بر آن مفهوم «خود» نیز در یك متن جهانی هویت خویش را در فراتر از مرزها در فرودست تر از خود می خواهد به دست بیاورد.

جورج ویگل (J. Weigel) خاطر نشان می سازد كه این وضع منجر به نضج گیری و احیاء مذاهب جهانی گشته است.

قيمت فايل فقط 12,000 تومان

لطفا پیش از دانلود حتما به این نکات توجه نمایید (کلیک کنید)

خريد

شماره تماس پیامکی برای مواقع ضروری : 09010318948

برچسب ها : مقاله بررسی جهانی شدن اقتصاد , تحقیق بررسی جهانی شدن اقتصاد , پروژه بررسی جهانی شدن اقتصاد , مقاله بررسی جهانی شدن اقتصاد , دانلود تحقیق بررسی جهانی شدن اقتصاد

نظرات کاربران در مورد اين کالا
تا کنون هیچ نظری درباره این کالا ثبت نگردیده است.
ارسال نظر