هزینه یابی بر مبنای فعالیت

هزینه یابی بر مبنای فعالیت
رشته تحصیلی : حسابداری

فرمت فایل : doc

تعداد صفحات : 51

حجم فایل (به کیلوبایت) : 94

فرمت دانلود : رار/ زیپ

مبلغ : 3000 تومان

خرید و دانلود

هزینه یابی بر مبنای فعالیت

گر چه تعیین قیمت تمام شده دقیق محصولات و خدمات به نظر غیر ممكن می‌آید ولی هر نوع سعی و كوششی باید صورت گیرد تا بهترین بر‌آورد در مورد قیمت تمام شده دراختیار تصمیم گیرندگان قرار گیرد. بهترین برآورد در مورد قیمت تمام شده محصول زمانی می‌تواند صورت گیرد كه هزینه‌ها به طور مستقیم قابل ردیابی به محصولات تولید شده و خدمات ارائه شده باشند. هزینه‌های مواد مستقیم و كار مستقیم به طور مستقیم قابل ردیابی به محصولات تولید شده می‌باشند . از طرف دیگر، هزینه‌های سربار كارخانه كه یك نوع هزینه غیر مستقیم می‌باشند ، اصولا نمی‌توان بسادگی و به طور مستقیم به محصولات تولید شده و خدمات ارائه شده ردیابی كرد. مشكل‌ترین قسمت محاسبه قیمت تمام شده یك واحد ، مشخص كردن مبلغ صحیح هزینه سربار كارخانه است كه باید به محصولات و خدمات تخصیص داده شود.

قیمت تمام شده درتصمیمات قیمت گذاری فروش محصولات، تعیین سود و زیان، در كنترل و كاهش هزینه‌ها ، درتصمیمات تولید یا حذف تولید یك محصول و بسیاری موارد دیگر مؤثر می‌باشد . خصوصا در دنیای امروز قیمت تمام شده نقشی بسیار حساس در سرنوشت و موقعیت واحدهای تجاری دارد. لذا شناخت و استفاده از مبانی منتسب جهت تعیین قیمت تمام شده به صورتی صحیح‌تر لازم به نظر میرسد.

حتی درشرایط امروز كه اكثر صنایع از ماشین‌‌الات اتوماتیك استفاده می‌كنند، اغلب كار مستقیم می‌تواند به عنوان مبنای مناسبی جهت تخصیص هزینه‌های سربار كارخانه به محصولات مورد استفاده قرار گیرد. زمانی كار مستقیم می‌تواند به عنوان مبنای مناسبی جهت تخصیص هزینه‌های سربار كارخانه مورد استفاده قرار گیرد كه:

1-   هزینه كار مستقیم یك قسمت مهمی‌از كل هزینه‌های تولید را تشكیل دهد

2-   همبستگی شدیدی بین هزینه كار مستقیم و تغییرات هزینه های سربار كارخانه وجود داشته باشد.

سیر تحول حسابداری

همانند حسابداری، مبدا حسابداری ناشناخته است. با رشد امور بازرگانی در قرن 14 نیاز برای نوعی حسابداری برای صنایع ایجاد گردید و تلاشهایی برای نگهداری حساب هایتولیدی در این دوره شكل گرفت.

سرمایه گذاران نیازمندكنترل جریانات ورودی و خروجی مواد به هر كارگر بودند تا دستمزد پرداختی آنها را به بهره وری حاصل مرتبط سازند و سود آوری فعالیتهای مختلف را ارزیابی نمایند.

رشد سریع صنایع انگلستان به خاطر كاربرد ماشین آلات در اواخر قرن 18 و اوایل قرن 19 كه به انقلاب صنعتی معروف گردیده است سیستم های محصل و سنتی را به كارخانجات بزرگ مبدل ساخت و رشد بالای تولیدی را سبب گردید. انقلاب صنعتی منجر به پیشرفت بزرگی در سیستم های حسابداری گردید.

با ظهور محیط های تجاری و تولیدی پیچیده نیاز برای حسابداری دقیق شامل انواع جدید ثبت و یك نیاز جدی برای حسابداری صنعتی وكنترل بودجه ای پدید آمد. حسابداری نیز مجبور به پاسخ به این نیازها بود.

اگرچه مداركی برای استفاده از حسابداری دو طرفه قبل از قرن 19 موجود است اما شواهدی برای استفاده از شیوه های قیمت تمام شده. قبل از سال 1830 یافت نمی‌گردد. در همین زمان چارلز باییچ گزارشی را كه مبتنی بر نیاز جدی به حسابداری صنعتی بیشتر مرهون تلاشهای مهندسان بود كه مفاهیمی‌مثل مراكز تولید، ظرفیت های بلا استفاده تجزیه وتحلیل قیمت تمام شده به اجزای ثابت و متغیر ایجاد و كاربرد استانداردها و بودجه های انعطاف پذیر را ایجاد نمود.

ساختار حسابداری صنعتی كنونی كارخانه ها قبل از جنگ جهانی اول ایجاد گردید. از سال های 1930 حجم بالای هزینه های توزیع حسابداری صنعتی را وادار نمود. تا تكنیك های هزینه یابی تولیدی را به فعالیت های توزیعی تعمیم دهد.

بنابر این تخصیص هزینه ها بر مبنای مقدار انبار شده، حجم سفارش و شیوه های حمل صورت گرفت.

همانطور كه انتظار می‌رود كنترل قیمت تمام شده در طی جنگ جهانی دوم كاهش یافت. اصولا اقتصاد جنگی یك اقتصاد كنترل شده ای نیست و تولید بر مبنای نیازها صورت می‌گیرد. اگر چه بعد از جنگ رقابت شدید ضروری كنترل دقیق تمام شده را ضروری نمود. در این دوران ما شاهد توسعه حسابداری مراكز هزینه بودیم و ایجاد حسابداری مدیریت كه بر اهداف سازمانی و اندازه گیری عملكردها مبتنی بود صورت گرفت.

بعد از جنگ جهانی دوم محیط های تجاری مرتبا در حال تغییر بوده اند. تا این اواخر بعضی از ابزار اساسی محیط تجاری مثل كامپیوتر های شخصی و فاكس وجود نداشت. شركت ها برای مقابله با بی ثباتی ها به نگهداری موجودی كالا می‌پرداختند. كره جنوبی هنوز به عنوان یك  كشور جان سوم با نیروی كار ارزان به شمار می‌رفت و حضور موسسات آزاد در بلوك كمونیستی یك تصور به شمار می‌رفت.

اكنون به یكباره این تغییرات مختلف رخ داده است و باعث ارزیابی مجدد انتظارات از موسسات گردیده است. موج جاری تغییرات مدیریتی و تكنولوژیكی كه با رقابتهای جهانی نیز ممزوج گردیده است به موسسات دنیا هشدار می‌دهد كه به ایجاد بازارها و سازمان های تجاری جدید اقدام نمایند. سازمان های جدید تجاری با یك وظیفه سخت و دشوار پیشرفت  وگسترش همزمان در كیفیت و ارائه خدمات به مشتریان و همچنین كاهش قیمت تمام شده ها مواجه اند. این موسسات برای این كه در صحنه رقابت باقی بمانند می‌بایست به هموار سازی عملیات، حذف هزینه های زائد اقدام نمایندو متعهد به ارائه كیفیت خوب و به كارگیری تكنیك های پیشرفته مثل سیستم به موقع jit كامپیوتر ها و سیستم های تولیدی انعطاف پذیر باشند. تولید یك اسلحه رقابتی است ك اساس رقابت را از طریق توانایی های جدید تولیدی انجام می‌دهد. رقابت جهانی موسسات را مجبور نموده است كه خود را با تكنولوژی های جدید تولید هماهنگ نمایند و یا ریسك ضرر سهم بازار را قبول كنند. در میان این تغییرات سریع و ژرف اصولی كه ما با آن به مدیریت موسسات عادت كرده بودیم و ابزاری كه بوسیله آن پیشرفت را اندازه گیری می‌كردیم از رده خارج شده است.

مدیرانی كه به دنبال موفقیت در این محیط باشند سیستم حسابداری مدیریت خود را برای ارائه گزارشات جدید مورد بازنگری قرار می‌دهند. تكنیك های پیرشفته بودجه بندی سرمایه ای اطلاعات دقیق قیمت تمام شده و گزارشات مرتبط با ارزیابی عملكرد برای این منظور لازم هستند.

تحول و پیشرفت حسابداری صنعتی در طول قرن بیستم در جهت تحقق اهداف فوق بوده است.

بدین ترتیب كه روش های تسهیم هزینه از روش های اولیه مثل تسهیم بر اساس قضاوت شخصی مدیران و یا حسابداران شروع شده و سپس به روشهای مستقیم و یك طرفه و نهایتا به روشهای تسهیم دو مرحله ای منتهی گردید. در روش تسهیم 2 مرحله ای ابتدا هزینه ها به واحدها و مراكز تولیدی تخصیص یافته و در مرحله دوم هزینه های واحدهای تولیدی به محصولات تخصیص می‌یابد. برای تخصیص هزینه های تولیدی به واحدها و مراكز تولیدی در مرحله اول سه شیوه تخصیص مستقیم، ترتیبی و دو طرفه وجود دارد.

با توجه به تحولات فوق در سیستم های هزینه یابی، كوپر و كاپلان نارسایی های سیستم حسابداری مدیریت را در ارائه اطلاعات دقیق هزینه منعكس نمودند. این افراد ادعا نمودند كه سیستم های سنتی حسابداری صنعتی و مدیریت پاسخگوی نیازهای مدیران نبود، و استفاده از آن اطلاعات سبب گمراهی و عدم تصمیم گیری صحیح مدیران می‌گردد و به دنبال آن این افراد سیستم جدیدی تحت عنوان سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت را معرفی نمودند.

تا نیمه دوم دهه 1980 ABC به عنوان فصلی از كتب حسابداری مدیریت و یا حسابداری صنعتی مطرح می‌گردید ولی امروز از آنچنان اهمیتی برخوردار است كه كتب متعددی در این زمینه تحت عنوان ABC مطرح گردیده است.

هزینه یابی بر مبنای فعالیت

در واقع جهت تعیین تخصیص هزینه های تولیدی به موجودی ها و نیز به منظور دستیابی به سودآوری بلند مدت، سیستم ها باید اهداف كنترلی و برنامه ریزی را نیز تامین نمایند و از آنجائیكه ساختار هزینه ها و تولیدات بسیاری از شركت ها در سال های آخر تغییر یافته است به طوریكه دستمزد كه بخش اعظم هزینه های تولیدی را به خود اختصاص می‌داد امروزه بخش اندكی از هزینه تولید را تشكیل می‌دهد و در مقابل سربار تولید بخش عمده هزینه های تولیدی را در برگرفته است. در بسیاری از موارد هزینه های سربار با تعداد فعالیت های مربوط به یك محصول رابطه دارد نه با مقدار واحدهای تولید شده از محصول به عنوان مثال یك شركت تولیدی را در نظر بگیرید كه 2 محصول مشابه تولید می‌كند. محصول اول از ده قطعه تشكیل شده است در حالی كه محصول دوم از یكصد قطعه تشكیل شده است. هر قطعه قبل از نصب باید معاینه و بازدید شود بنابر این مشخص است كه تحویل و دریافت یكصد قطعه در مقایسه با ده قطعه نیاز به فعالیت بیشتری دارد. در صورتی كه همین هزینه در روش سنتی بر اساس مبانی جذب سربار هر محصول به طور كلی به محصولات تخصیص می‌یابد. بنابر این ضرورت بكار گیری روش هزینه یابی جدیدی كه بتواند نحوه وقوع هزینه های سربار را در شركت نشان دهد احساس می‌شود.

عوامل موثر بر انتخاب مولد هزینه :

1-   درجه همبستگی بین هزینه ها و آن رویداد یا منبا

2-   فزونی منافع بر مخارج به كارگیری مولد هزینه به عنوان مبنا

اثرات رفتاری كه در تصمیم گیری و یا تعیین قیمت ها و ... دارد مناسبت استفاده از ABC به قضاوت های مدیریت بستگی دارد و ABC بجای تمركز بر استفاده كنندگان از سیستم حسابداری بر قابلیت های سیستم تمركز می‌نماید