انسان شناسی از دیدكاههای مختلف

انسان شناسی از دیدكاههای مختلف
رشته تحصیلی : روانشناسی و علوم تربیتی

فرمت فایل : doc

تعداد صفحات : 29

حجم فایل (به کیلوبایت) : 23

فرمت دانلود : رار/ زیپ

مبلغ : 2900 تومان

خرید و دانلود

انسان شناسیازدیدكاههای مختلف

 

تاثیر امیل دوركیم بر انسان‌شناسی

مردم شناسی فرانسه

انسان شناسی دینی

تاثیر دوركیم از طریق دیدگاه اثباتی بر انسان شناسی

انسان شناسی حقوق

-         دوركیم، مالینوفسكی و رادكیف ـ براون

-         مطالعه دینی دوركیم

-         - تأثیر رابرتسون اسمیت بر رهیافت مذهبی دوركیم

-         هدف دوركیم در كتاب صوربنیانی حیات دینی

-         اهمیت تاریخ در بررسی امر دین

-         اعتقادهای دینی

-         باورهای دینی

-         جادو و دین

-         جان پرستی

-         طبیعت پرستی

-         توتم پرستی به عنوان دین بنیانی

-         كاركرد دین از نظر امیل دوركیم

-         دین و همبستگی

-         دین و نظریه معرفت

تاثیر امیل دوركیم بر انسان‌شناسی

در تاریخ انسان شناسی سه شاخه بزرگ قابل تشخیص هستند: نخست انسان‌شناسی فرانسوی با اندیشمندانی چون امیل دوركیم، مارسل موس و لوی ـ برول. این شاخه به شدت از علوم طبیعی و فلسفه به ویژه از آگوست كنت متاثر بود. دوم، انسان‌شناسی امریكایی بود كه از ابتلا بر مفهوم فرهنگ پای می‌فشرد و از معان ابتلا انسان شناسی فرهنگی نام گرفت و بنیانگذاران اصلی آن (پس از لوئین هنری مورگان) فرانتس بوآس و شاگردان ؟؟ بودند. سوم، انسان شناسی بریتانیا كه تاكید آن به مفهوم جامعه در برابر فرهنگ بود. هر چند بنیانگذاران انسان شناسی بریتانیا برونیسلا و مالینوفسكی وارد طیف براون هر دو اندیشمند كاركرد گرا بودند [رادگیف ـ بحاون به شدت از دوركیم متاثر بود]، اما گسست مشخصی بین آنها وجود داشت. (فكوسی، 1381: 175و174)

با توجه به این مطلب می‌توان گفت كه دوركیم در تاریخ انسان‌شناسی و نیز بنیانگذاری این رشته سهم بسیار مهمی داشته است، چرا كه وی در دو شاخه از انسان شناسی، یعنی انسان‌شناسی فرانسوی و انسان شناسی بریتانیا، نقش بسزایی داشته است.

امیل دوركیم را می‌توان چه در منشا انسان شناسی فرانسوی و انسان‌ شناسی بریتانیا، نقش بسزایی داشته است.

امیل دوركیم را می‌توان چه منشا انسان شناسی علمی جدید و چه در منشا جامعه شناسی جدید قرار داد. در واقع به باور دوركیم، جامعه شناسی علمی گسترده بود كه مطالعه مقام جوامع را شامل می‌شد و مردم شناسی به اعتقاد و تنها یكی از شاخه‌های جامعه شناسی به حساب می‌آمد. در حالی كه مردم نگاری به نظر دوركیم، مجموعه‌ای از روش‌های میدانی بود كه به تنهایی اعتبار زیادی ندارند. می‌توانیم او را از بنیانگذاران و نظریه پردازان‌ اصلی مردم نگاری به نظر دوركیم، مجموعه‌ای از روش‌های میدانی بود كه به تنهایی اعتبار زیادی ندارند. می‌توانیم او را از بنیانگذاران و نظریه پردازان‌های اصلی كاركردگرایی بدانیم. كاركردگرایی وی به خصوص از طرق رابطه عمیق وی با سنت اثبات گرایی آگوست كنت، كه در روش شناسی دوركیمی منعكس شده است، دیده، می‌شود. (همان، 140)

- مردم شناسی فرانسه

«مردم شناسی فرانسه با اندیشمندانی چون، امیل دوركیم و خواهرزاده او مارسل موس (1872-1950)، درون حوزه جامعه شناسی پایه‌گذاری شد. در فرانسه مطالعه آغازین باز نمودهای جمعی تا مدت‌ها و موضوع پدیده دینی تمركز داشت.» (ریوبر، 1381: 70) دوركیم با انجام پژوهش‌های خود، خصوصاً با كتاب خود تحت عنوان صدور بنیانی حیات دینی، نفوذ زیادی بر نسل نخستین مردم شناسان فرانسه داشت.

- انسان شناسی دینی

«انسان شناسی دینی در معینه دوم قرن 19 شكل گرفت. به رغم پیچیدگی پدیده دینی، [در نزد مردم شناسان] از تایلر تا امیل دوركیم همواره با رویكرد ساده پندارانه‌ای روبرو هستیم كه تلاش داشت برای انجام ادیان یك منشا مفروض ارائه دهد و طرح ساده‌ای نیز از منظور آنها ترسیم كند.» (همان:    ) دوركیم با انتشار كتاب صور بنیانی حیات دینی تاثیر زیادی بر انسان شناسی دین ماده است. كتاب وی را می‌توان جز نخستین كتب انسان شناسی دین قرارداد و راه‌گشای پژوهش‌هایی در زمینه انسان شناسی دینی دانست.

- تاثیر دوركیم از طریق دیدگاه اثباتی بر انسان شناسی:

جامعه شناسان و انسان شناسانی كه تعریف اثباتی [دوركیمی] دین را پذیرفته‌اند، كوشیده‌اند این جادو و دین تمایز قائل شوند [بر اساس همان نگاه دوركیمی]: براساس پذیرفته شده‌ترین تمایزها مذهب اساساً اعتلا یا پرستش امور معنوی یا مقدس و جادو مستكاری و كنترل این اشیاء و امور شناخته می‌شود. (توسلی، 1380)

- انسان شناسی حقوق

دكتر روج الامینی، از دوركیم به نام مردم شناسی یاد می‌كند و نام او را در كنار مردم شناسان دیگری می‌نهد كه در پیدایش مردم شناسی حقوق نقش داشت‌اند: «از میان دانشمندانی كه نه به عنوان حقوقدان، بلكه به عنوان مردم شناس سهمی بزرگ در تحقیقات مردم شناسی حقوقی دارند، باید از تایلر، مورگان، بوآس، فریزر، دوركیم، مارسل موس، ماسینوفسكی و لوی ـ برول نام برد. مطالعات این مردم شناسان در سنن و آداب و رسوم و فرهنگ جوامع ابتلایی منابع ذی قیمتی را برای شناخت و مطالعه و تحلیل و تحلیل حقوق سنتی و مقررات رایج یا منسوخ این جوامع در دارد. این مطالعات و نظرات، زمینه‌ای مناسب برای ایجاد رشته مردم شناسی حقوقی فراهم مرد». (روح الامینی، 1380: 261)

 

 

-         دوركیم، مالینوفسكی و رادكیف ـ براون

«ماینوفسكی سنت مشاهده مشاركت آمیز و مستقیم را در انسان شناسی بریتانیا بنا نهاد، سنتی كه جز آداب انسان شناسی و به نظر برخی، یكی از مناسك ورود به اجتماع انسانی شناختی گشته است. ماینوفسكی را متعلق به مكتب كاركردگرایی و تحت تاثیر دوركیم می‌دانند. ماینوفسكی به پیروی از دوركیم، این و جادو را به قلمرو امور مقدس و متمایز از امور مقدس متعلق می‌داند، هر چند كه مفهوم امر مقدس او از دوركیم سرچشمه می‌گیرد، اما به گونه‌ای یكسره متفاوت با دوركیم میان دین و جادو تمایز می‌نهد.» (همیلتون، 1377: 86 و 85)

رادكیف براون در كاركردگرایی خود به شدت تحت تاثیر دوركیم قرار داشت، به طوری كه بسیاری از مفاهیم دوركیمی را اخذ نمود. و بی این مفهوم «مقدم جامعه در برابر فرهنگ» را كه مورد پذیرش جامعه شناسان است، از جمله دوركیم كه نقش بسزایی در تثبیت این مفهوم در نزد جامعه شناسان داشت؛ وارد انسان شناسی بریتانیا كرد.

«در انسان شناسی تغییر این دیدگاه، یعنی پی بردن به اینكه علم اثباتی مقیاس مناسبی برای سنجش  عقلانیت دین نیست، را با این بحث مرتبط دانسته‌اند كه در جامعه ابتدایی مردم تمایز بارزی بین جادو و تكنولوژی قائل می‌شوند، جادو كاركرد مهمی را در ساخت‌یابی موقعیت‌های غیر قابل پیش‌بینی و خطر ایفا می‌كند. و این تحت تاثیر اندیشه معای دوركیم بوده است.» (تامسون، 1381: 16)

 

مطالعه دینی دوركیم

- تأثیر رابرتسون اسمیت بر رهیافت مذهبی دوركیم

برخی از اندیشه‌ها و جنبه‌های رهیافت مذهبی دوركیم، تحت تاثیر اندیشه‌های متفكر ما قبل او كه به اندازه دوركیم معروف نیست، به شكل گرفته‌اند. این دانشمند، رابرتسون اسمیت است كه كتابی در بررسی دین سامی با عنوان «سخنرانی‌هایی درباره دین سامیان در سال 1889 منتشر كرد. پیش از پرداختن به نظر دوركیم درباره دین، شروع كوتاهی از برخی نظرهای رابرتسون اسمیت در این باره برای شناخت زمینه كار دوركیم ضروری است. «رابرتسون اسمیت بیشتر بر عملكرد‌ها تاكید می‌ورزید تا باور داشت‌ نما. به استدلال او، عملكردهای مذهبی مانند تشریفات و مناسك و نه باور داشت‌ها، اهمیت بنیادی دارند. برای شناخت دین، نخست باید شیوه‌های عملكرد مردم را تحلیل كرد و نه باور داشت‌های‌شان. به همین دلیل است كه باور داشت‌ها، غالباً مبهم، ناسازگار و متناقض‌اند. آدمیان به نظر او بخش اعظم دین به قضیه گزینش فردی ارتباطی ندارد. بلكه دین در ذهن اعضای جامعه القا شده و از آنها خواسته می‌شود كه آنرا پاس بدارند. دین بخشی از همان چیزی است كه دوركیم بعد از رابرتسون اسمیت آنرا باز نمودهای جمعی جامعه نامید. از نظر رابرتسون اسمیت، دین یك قضیه گروهی و اجتماعی است و اساساً ماهیتی سیاسی دارد. به ادعای رابرتسون اسمیت، دین دو كاركرد دارد: یكی تنظیم كننده (تنظیم رفتار فردی برای خیر همگان) و دیگری برانگیزاننده (دین احساس اشتراك و وحدت اجتماعی را بر می‌انگیزاند). (همیتون، 1377: 170و169)

- هدف دوركیم در كتاب صوربنیانی حیات دینی

هدف دوركیم در این كتاب، مطالعه بدوی‌ترین و ساده‌ترین دینی است كه بشر تاكنون بدان پی ‌برده، یعنی آن دستگاه دینی كه دو شرط زیر را داشته باشد: نخست اینكه در جوامعی بدان بر بخوریم كه سازمان آنها از دیدگاه سادگی، بالا دست نداشته باشد؛ علاوه بر این باید چنان باشد كه برای تبیین آن به هیچ عنصری كه از دینی مقدم بر آن به رعایت گرفته باشد، نیاز نداشته باشیم. چنین دینی از نظر دوركیم در «فهماندن سرشت دینی آدمی، یعنی در نشان دادن وجهی ذاتی و پاینده از [هستی] بشریت از هر شكل‌گیری مفیدتر و مناسب‌تر است.» (دوركیم، 1383: 2)

هدف دوركیم از مطالعه دین رسیدن به این نتیجه كلی است كه: «دین امری به حد اعلاء اجتماعی است. تصورات دینی، تصوراتی جمعی‌اند بیانگر واقعیت‌های جمعی؛ مناسك دینی شیوه‌های عملی هستند كه فقط در درون گروه‌های گرد هم آمده پیدا می‌شوند و هدف آنها برانگیختن، زنده نگاهداشتن یا بازسازی برخی حالت‌های ذهنی گروه است.» (همان، 13).

- اهمیت تاریخ در بررسی امر دین

تاریخ در واقع تنها روش تحلیل كننده‌ای است كه می‌‌‌‌توان در مورد ادیان به كاربرد. تنها تاریخ است كه به ما اجازه می‌دهد تا نهاد اجتماعی معینی را به اجزاء سازنده آن برگردانیم، چرا كه از راه مطالعه تاریخ به شیوه پیدایش آنها در طول زمان پی می‌بریم. از سوی دیگر، تاریخ با قراردادن هر یك از اجزا در همین اوضاع و احوالی كه اجزا نامبرده در آنها پدید آمده‌اند، تنها وسیله‌ای را كه ما برای تعیین علل پیدایش آنها ممكن است دارا باشیم در اختیار ما می‌نهد.

بنابراین هر بار كه ما در صدد آن بر می‌آییم كه تا امری بشری را در شرایط معینی از زمان قرار داده شده، تبیین كنیم – اعم از باورهای دینی، قاعده‌ای اخلاقی، دستوری حقوقی، فنی هنری یا نظامی اقتصادی ـ می‌بایست به بدوی‌ترین و ساده‌ترین شكل آن برگشت و كوشید دریافت كه خصلت‌های آن امر در این مرحله از هستی‌اش چگونه است.